كوكسيديوز توسط پروتوزوايي از راسته Apicomplex ها و خانواده Eimeriidae ايجاد ميشود .در طيور عمده دسته ها مربوط به جنس Eimeria و عفونت در مناطق متعدد روده مي باشد .فرآيند عفونت زايي پر سرعت (۴تا۷روزه) ميباشد و يار همانندسازي در سلول ميزبان و زخم بزرگ به موكوس روده مي باشد .كوكسيديا در طيور معمولاً داراي صاحبخانه اختصاصيست و جور هاي گوناگون انگل مناطق يگانه روده را سرگرم ميكنند . دستگاه جوجه كشي
منجر شناسي يافته هاي باليني عفونت در مرغان تشخيص كنترل داروهاي ضد كوكسيديوز
سبب ساز شناسي: كوكسيديا تقريباً در قطب هاي طيور در جهان حضور دارد ولي بيماري باليني صرفا سپس از مصرف تعداد زيادي از اووسيست اسپوروزا توسط طيوران حساس اتفاق مي افتد .هر دو عفونت باليني و پرندگان بهبود يافته اوسيست ها را در مدفوع دفع ميكنند كه ، طعام و گرد و غبار و آب و بستر و خاك را كثيف مينمايند .اووسيست ها ممكن ميباشد توسط ناقلين مكانيكي نيز حمل شود .(بعنوان نمونه امكانات ، پوشاك،حشرات،كارگران مزرعه و بقيه حيوانات) .اووسيست هاي نو ،عفونت زا نيستند تا وقتيكه در دماي مناسب(۲۱-۳۲ درجه سانتي گراد)و به همپا ميزان كافي رطوبت و اكسيژن ،اسپوروله شوند .اين فرآيند يك تا دو روز دوران مي برد .اووسيست ها به بعضا مواد ضدعفوني كننده كه در اطراف دام استفاده ميشوند نيز،مقاوم ميباشند .البته به وسيله فريز شدن و دماي بالاي محيطي كشته مي شوند .آيمريا نكاتريكس و تنلا بخش اعظم در جوجه ها پاتوژن هستند .
يافته هاي باليني: آرم هاي كوكسيديا از كاهش نرخ پرورش تا درصد بالايي از پرنده ها بيمار،اسهال شديد و مرگ و مير بالا فرق مي كند .در سركشي هاي بيماري كاهش مصرف خوراك و آب،كاهش وزن، افزايش مرگ و مير اتفاق مي افتد .عفونت هاي خفيف نوع هاي روده اي كه بعنوان تحت باليني طبقه بندي ميشوند، ممكنه سبب ساز رنگ پريدگي و عفونت ثانويه بويژه عفونت كلستريديايي شوند .باقيماندگان از عفونت شديد طي ۱۰تا۱۴ روز بهبود ميبابند،اما ممكن مي باشد هرگز كارايي از دست رفته را بدست نياورند .جراحات اكثر اوقات در دستگاه گوارش و در يك محل مشخص و معلوم مي باشد كه، در تشخيص موثر است .
عفونت در مرغان: عفونت هاي E Tenella صرفا در سكوم پيدا گرديده اند كهt ميتواند با تجمع خون در سكوم و مدفوع خوني شناخته شود .هسته هايي در سكوم پرندگان باقي مانده از مرحله حاد، از خون منعقد گرديده ،باقي باقي مانده بافتي و اووسيستها پيدا شده ميباشد . E Necatrixايجاد ضايعات اكثر در نصيب قدامي و بخش اواسط روده كوچك ميكند .لكه هاي سپيد كوچك آميخته با نقاط گرد با ميزان هاي متعدد قادر است در سطح سروزي چشم شود .در موردها شديد ،ديواره روده قطور ميشود و ناحيه آلوده به ۲ تا ۵/۲ برابر قطر نرمال مي رسد .لومن ممكن ميباشد با خون و مخاط و مايع لبريز شود .از دست دادن مايع ممكن ميباشد باعث ناچيز آبيرنگ شود .گرچه زخم در روده كوچك مي باشد ، تراز جنسي از چرخه زندگي در سكوم انجام مي شود . E Acervulinaمتداول ترين علت عفونت ميباشد .جراحات مشتمل بر تكه هاي مختلف سپيد بيضي صورت در نصفه بالايي روده كوچك هست كه، به راحتي در معاينه مشخص و معلوم ميگردد .سير باليني در گله معمولاً طولاني و در فيض پرورش ضغيف ، ارتقاء مرگ ومير مي باشد . E Brunettiدر زير روده كوچك در ركتوم و سكوم و كلواك پيدا گرديده هست .در عفونتهاي ميانگين مخاط رنگ پريده و ممكن ميباشد ضخيم شده باشد .در عفونت هاي شديد ،نكروز انعقادي و پوسته ريزي از مخاط روده كوچك چهره مي دهد . Maximaدر روده كوچك بسط ميابد جايي كه منجر اتساع و قطور شدن ديواره و خون ريزي پتشي و يك اكسوداي مايع و چسبناك قرمز مايل به صورتي ميشود .در خارج از روده كانون هاي گوناگون سپيد كه گرانقدر به لحاظ ميرسند، وجود دارد .اووسيست ها و گامتوسيت ها(به ويژه ماكروگامتوسيت ها)كه در جراحات حضور داراهستند ،بزرگ ميباشند . E Praecox كه قسمت بالاي روده كوچك را عفوني ميكند،ضايعات جدا از هم ساخت نميكند ولي ممكن ميباشد نرخ پرورش را كاهش دهد .اووسيست بزرگتر از اوسيستهاي E acervulinaهستند .ممكن ميباشد محتويات روده آبكي باشد .E praecoxاز ديگر دسته ها اهميت اقتصادي كمتري دارد . تشخيص: محل جراحات در ميزبان و سايز اووسيست ها ،در تعيين جور استفاده مي گردد .عفونت كوكسيديايي بوسيله تظاهرات اووسيست در مدفوع و يا تراشه هاي روده تعيين ميگردد با اينحال تعداد اوسيست حاضر رابطه مقداري با شدت بيماري دارد .شدت ضايعات وهمچنين آگاهي از ظواهر گله ، واگيري و مرگ ومير و مصرف غذا ، نرخ رشد و تخم گذاري براي تشخيص مهم ميباشد .كالبدگشايي مثال نو بهتر است .ضايعات كلاسيك E TenellaوE Necatrix شاخص خيس هست البته تشخيص عفونت ساير نوع ها طاقت فرسا تر است .
مقايسه جراحات و ساير نشانه ها با نمودار تشخيصي ،يك تمايز دقيق در ميان مدل هاي كوكسيديا نشان مي دهد .عفونت هاي كوكسيديايي ادغام مرسوم ميباشند .
تشخيص كوكسيديوز باليني درصورتيكه اوسيست، مروزوايت يا شيزونت ها به وسيله ميكروسكوپ چشم شوند و در شراي ضايعات شديد باشند،حتميست .عفونت هاي كوكسيديايي تحت باليني مي توانند ،مهم نباشند و همت ضعيف ممكن ميباشد ، در اثر ساير اختلالات گله روي دهد .
كنترل: رويه هاي عملي مديريتي نمي تواند از عفونت كوكسيديايي خودداري كند .مرغي كه در قفس نگه داري مي شود تا از مدفوع انقطاع نگه داشته شود ،عفونت كمتري دارااست .كوكسيديوز باليني كمتر در چنين قوانيني چشم ميشود . رويكرد هاي ديگر در دست گرفتن ،واكسيناسيون و پيش گيري با داروهاي ضد كوكسيديوز ميباشند .درحاليكه داروهاي ضد كوكسيديوز براي حفاظت از اين پرندگان ارجح مي باشند ،برنامه هاي واكسيناسيون دارند، محبوبيت بدست مي آورند .
داروهاي ضد كوكسيديوز: محصولات بخش اعظمي براي پيشگيري يا اين كه معالجه كوكسيديوز در مرغ در دسترس مي باشند .ضد كوكسيديوزها اكثر وقت ها در طعام داده مي شوند و براي پيش گيري از بيماري و خسارت اقتصادي داراي ارتباط با عفونت زير حاد ميباشند .آنتي بيوتيك ها و مرحله بالاي ويتامين AوK براي بهبود مقدار معالجه و خودداري از عفونت هاي ثانويه استعمال مي شوند .براي پرهيز از ساخت مقاومت در برابر داروهاي ضد كوكسيديوز توليدكنندگان ممكن هست به جاي به كار گيري مداوم از يك داروي ضد كوكسيديوز غالب در گله،از داروي ضد كوكسيديوز جايگزين براي هر ۴-۶ ماه استفاده كنند .يا اين كه داروي ضد كوكسيديوز را در يك زمان رويش تغيير و تحول دهند(برنامه شاتل) .كوكسيديا مي تواند در آزمايشگاه قضيه آزمايش قرار بگيرد تا موثرترين فرآورده تعيين گردد .”برنامه شاتل”كه يك مجموعه از مرغان به ترتيب با داروهاي مختلف(معمولاً يك تغيير و تحول بين استارتر و جيره رشد)درمان ميشوند،روش معموليست و سبب كاهش پيدايش مقاومت مي شود .اثر داروهاي ضد كوكسيديوز ممكن ميباشد كوكسيديو استات باشد كه، رويش داخل سلولي كوكسيديا متوقف گرديده مي باشد ، البته پرورش و توسعه و گسترش ممكن است بعد از خروج دارو ادامه يابد .يا اثر دارو كوكسيديوسايد است كه،كوكسيديا در حين پرورش كشته مي شود .برخي از داروهاي ضد كوكسيديوز ،در كوتاه مقطع كوكسيديواستاتيك ميباشند ولي در دراز مدت كوكسيديوسايد ميباشند .اكثر داروهاي ضد كوكسيديوز كه در درحال حاضر حاضر مصرف ميشوند،كوكسيديوسايد هستند .
آمپروليوم آنتاگونيست تيامين (ويتامينB1) است .كوكسيديا با سرعت تقسيم بالا نياز متعددي به تيامين دارااست .آمپروليوم هنگاميكه در بيشينه و كمينه ي دما مرحله توصيه شده در تغذيه به كارگيري مي شود، كناره امن ۸:۱~ دارد(۱۲۵-۲۵۰PPM) .امروزه كاربرد كليدي آمپروليوم براي تصفيه آب در شيوع بيماري ميباشد . داروهاي يونوفره(موننسين،سالينومايسين،لازالوسيد،مادورامايسين و سمدورامايسين)تركيباتي با يون هاي متفاوت عمدتاً شامل سديم،پتاسيم و كلسيم را صورت مي دهند و اينها را از شيوه غشاهاي بيولوژيك حمل و نقل مينمايند .يونوفره ها هر دو سطح برون و درون سلولي از انگل به خصوص فرايند اول و غيرجنسي رويش انگل را ذيل تأثير قرار عرضه ميكنند .تحمل دارويي به آهستگي در كوكسيدياي طيور بروز ميكند كه احتمالاً به ادله راه و روش بيوشيميايي غير اختصاصي كار اين توليدات تخميري روي انگل ميباشد .محاسبه هاي اخير نشان مي دهد ،تحمل دارويي درحال حاضر در اكنون توسعه و گسترش ميباشد .البته اين توليدها اساسي ترين كلاس داروهاي ضد كوكسيديوز باقي ماندند . ديكلازوريل و تولترازوريل در برابر طيف گسترده اي از كوكسيدياها بسيار موثرند .ديكلازوريل براي پيشگيري بيشتر به مقدار ۱PPM در خوراك به كار گيري ميشود درحاليكه تولترازوريل در سكو اوليه براي معالجه در آب به كارگيري ميگردد .
كوكسيديوز توسط پروتوزوايي از راسته Apicomplex ها و خانواده Eimeriidae ايجاد ميشود .در طيور عمده دسته ها مربوط به جنس Eimeria و عفونت در مناطق متعدد روده مي باشد .فرآيند عفونت زايي پر سرعت (۴تا۷روزه) ميباشد و يار همانندسازي در سلول ميزبان و زخم بزرگ به موكوس روده مي باشد .كوكسيديا در طيور معمولاً داراي صاحبخانه اختصاصيست و جور هاي گوناگون انگل مناطق يگانه روده را سرگرم ميكنند . دستگاه جوجه كشي
منجر شناسي يافته هاي باليني عفونت در مرغان تشخيص كنترل داروهاي ضد كوكسيديوز
سبب ساز شناسي: كوكسيديا تقريباً در قطب هاي طيور در جهان حضور دارد ولي بيماري باليني صرفا سپس از مصرف تعداد زيادي از اووسيست اسپوروزا توسط طيوران حساس اتفاق مي افتد .هر دو عفونت باليني و پرندگان بهبود يافته اوسيست ها را در مدفوع دفع ميكنند كه ، طعام و گرد و غبار و آب و بستر و خاك را كثيف مينمايند .اووسيست ها ممكن ميباشد توسط ناقلين مكانيكي نيز حمل شود .(بعنوان نمونه امكانات ، پوشاك،حشرات،كارگران مزرعه و بقيه حيوانات) .اووسيست هاي نو ،عفونت زا نيستند تا وقتيكه در دماي مناسب(۲۱-۳۲ درجه سانتي گراد)و به همپا ميزان كافي رطوبت و اكسيژن ،اسپوروله شوند .اين فرآيند يك تا دو روز دوران مي برد .اووسيست ها به بعضا مواد ضدعفوني كننده كه در اطراف دام استفاده ميشوند نيز،مقاوم ميباشند .البته به وسيله فريز شدن و دماي بالاي محيطي كشته مي شوند .آيمريا نكاتريكس و تنلا بخش اعظم در جوجه ها پاتوژن هستند .
يافته هاي باليني: آرم هاي كوكسيديا از كاهش نرخ پرورش تا درصد بالايي از پرنده ها بيمار،اسهال شديد و مرگ و مير بالا فرق مي كند .در سركشي هاي بيماري كاهش مصرف خوراك و آب،كاهش وزن، افزايش مرگ و مير اتفاق مي افتد .عفونت هاي خفيف نوع هاي روده اي كه بعنوان تحت باليني طبقه بندي ميشوند، ممكنه سبب ساز رنگ پريدگي و عفونت ثانويه بويژه عفونت كلستريديايي شوند .باقيماندگان از عفونت شديد طي ۱۰تا۱۴ روز بهبود ميبابند،اما ممكن مي باشد هرگز كارايي از دست رفته را بدست نياورند .جراحات اكثر اوقات در دستگاه گوارش و در يك محل مشخص و معلوم مي باشد كه، در تشخيص موثر است .
عفونت در مرغان: عفونت هاي E Tenella صرفا در سكوم پيدا گرديده اند كهt ميتواند با تجمع خون در سكوم و مدفوع خوني شناخته شود .هسته هايي در سكوم پرندگان باقي مانده از مرحله حاد، از خون منعقد گرديده ،باقي باقي مانده بافتي و اووسيستها پيدا شده ميباشد . E Necatrixايجاد ضايعات اكثر در نصيب قدامي و بخش اواسط روده كوچك ميكند .لكه هاي سپيد كوچك آميخته با نقاط گرد با ميزان هاي متعدد قادر است در سطح سروزي چشم شود .در موردها شديد ،ديواره روده قطور ميشود و ناحيه آلوده به ۲ تا ۵/۲ برابر قطر نرمال مي رسد .لومن ممكن ميباشد با خون و مخاط و مايع لبريز شود .از دست دادن مايع ممكن ميباشد باعث ناچيز آبيرنگ شود .گرچه زخم در روده كوچك مي باشد ، تراز جنسي از چرخه زندگي در سكوم انجام مي شود . E Acervulinaمتداول ترين علت عفونت ميباشد .جراحات مشتمل بر تكه هاي مختلف سپيد بيضي صورت در نصفه بالايي روده كوچك هست كه، به راحتي در معاينه مشخص و معلوم ميگردد .سير باليني در گله معمولاً طولاني و در فيض پرورش ضغيف ، ارتقاء مرگ ومير مي باشد . E Brunettiدر زير روده كوچك در ركتوم و سكوم و كلواك پيدا گرديده هست .در عفونتهاي ميانگين مخاط رنگ پريده و ممكن ميباشد ضخيم شده باشد .در عفونت هاي شديد ،نكروز انعقادي و پوسته ريزي از مخاط روده كوچك چهره مي دهد . Maximaدر روده كوچك بسط ميابد جايي كه منجر اتساع و قطور شدن ديواره و خون ريزي پتشي و يك اكسوداي مايع و چسبناك قرمز مايل به صورتي ميشود .در خارج از روده كانون هاي گوناگون سپيد كه گرانقدر به لحاظ ميرسند، وجود دارد .اووسيست ها و گامتوسيت ها(به ويژه ماكروگامتوسيت ها)كه در جراحات حضور داراهستند ،بزرگ ميباشند . E Praecox كه قسمت بالاي روده كوچك را عفوني ميكند،ضايعات جدا از هم ساخت نميكند ولي ممكن ميباشد نرخ پرورش را كاهش دهد .اووسيست بزرگتر از اوسيستهاي E acervulinaهستند .ممكن ميباشد محتويات روده آبكي باشد .E praecoxاز ديگر دسته ها اهميت اقتصادي كمتري دارد . تشخيص: محل جراحات در ميزبان و سايز اووسيست ها ،در تعيين جور استفاده مي گردد .عفونت كوكسيديايي بوسيله تظاهرات اووسيست در مدفوع و يا تراشه هاي روده تعيين ميگردد با اينحال تعداد اوسيست حاضر رابطه مقداري با شدت بيماري دارد .شدت ضايعات وهمچنين آگاهي از ظواهر گله ، واگيري و مرگ ومير و مصرف غذا ، نرخ رشد و تخم گذاري براي تشخيص مهم ميباشد .كالبدگشايي مثال نو بهتر است .ضايعات كلاسيك E TenellaوE Necatrix شاخص خيس هست البته تشخيص عفونت ساير نوع ها طاقت فرسا تر است .
مقايسه جراحات و ساير نشانه ها با نمودار تشخيصي ،يك تمايز دقيق در ميان مدل هاي كوكسيديا نشان مي دهد .عفونت هاي كوكسيديايي ادغام مرسوم ميباشند .
تشخيص كوكسيديوز باليني درصورتيكه اوسيست، مروزوايت يا شيزونت ها به وسيله ميكروسكوپ چشم شوند و در شراي ضايعات شديد باشند،حتميست .عفونت هاي كوكسيديايي تحت باليني مي توانند ،مهم نباشند و همت ضعيف ممكن ميباشد ، در اثر ساير اختلالات گله روي دهد .
كنترل: رويه هاي عملي مديريتي نمي تواند از عفونت كوكسيديايي خودداري كند .مرغي كه در قفس نگه داري مي شود تا از مدفوع انقطاع نگه داشته شود ،عفونت كمتري دارااست .كوكسيديوز باليني كمتر در چنين قوانيني چشم ميشود . رويكرد هاي ديگر در دست گرفتن ،واكسيناسيون و پيش گيري با داروهاي ضد كوكسيديوز ميباشند .درحاليكه داروهاي ضد كوكسيديوز براي حفاظت از اين پرندگان ارجح مي باشند ،برنامه هاي واكسيناسيون دارند، محبوبيت بدست مي آورند .
داروهاي ضد كوكسيديوز: محصولات بخش اعظمي براي پيشگيري يا اين كه معالجه كوكسيديوز در مرغ در دسترس مي باشند .ضد كوكسيديوزها اكثر وقت ها در طعام داده مي شوند و براي پيش گيري از بيماري و خسارت اقتصادي داراي ارتباط با عفونت زير حاد ميباشند .آنتي بيوتيك ها و مرحله بالاي ويتامين AوK براي بهبود مقدار معالجه و خودداري از عفونت هاي ثانويه استعمال مي شوند .براي پرهيز از ساخت مقاومت در برابر داروهاي ضد كوكسيديوز توليدكنندگان ممكن هست به جاي به كار گيري مداوم از يك داروي ضد كوكسيديوز غالب در گله،از داروي ضد كوكسيديوز جايگزين براي هر ۴-۶ ماه استفاده كنند .يا اين كه داروي ضد كوكسيديوز را در يك زمان رويش تغيير و تحول دهند(برنامه شاتل) .كوكسيديا مي تواند در آزمايشگاه قضيه آزمايش قرار بگيرد تا موثرترين فرآورده تعيين گردد .”برنامه شاتل”كه يك مجموعه از مرغان به ترتيب با داروهاي مختلف(معمولاً يك تغيير و تحول بين استارتر و جيره رشد)درمان ميشوند،روش معموليست و سبب كاهش پيدايش مقاومت مي شود .اثر داروهاي ضد كوكسيديوز ممكن ميباشد كوكسيديو استات باشد كه، رويش داخل سلولي كوكسيديا متوقف گرديده مي باشد ، البته پرورش و توسعه و گسترش ممكن است بعد از خروج دارو ادامه يابد .يا اثر دارو كوكسيديوسايد است كه،كوكسيديا در حين پرورش كشته مي شود .برخي از داروهاي ضد كوكسيديوز ،در كوتاه مقطع كوكسيديواستاتيك ميباشند ولي در دراز مدت كوكسيديوسايد ميباشند .اكثر داروهاي ضد كوكسيديوز كه در درحال حاضر حاضر مصرف ميشوند،كوكسيديوسايد هستند .
آمپروليوم آنتاگونيست تيامين (ويتامينB1) است .كوكسيديا با سرعت تقسيم بالا نياز متعددي به تيامين دارااست .آمپروليوم هنگاميكه در بيشينه و كمينه ي دما مرحله توصيه شده در تغذيه به كارگيري مي شود، كناره امن ۸:۱~ دارد(۱۲۵-۲۵۰PPM) .امروزه كاربرد كليدي آمپروليوم براي تصفيه آب در شيوع بيماري ميباشد . داروهاي يونوفره(موننسين،سالينومايسين،لازالوسيد،مادورامايسين و سمدورامايسين)تركيباتي با يون هاي متفاوت عمدتاً شامل سديم،پتاسيم و كلسيم را صورت مي دهند و اينها را از شيوه غشاهاي بيولوژيك حمل و نقل مينمايند .يونوفره ها هر دو سطح برون و درون سلولي از انگل به خصوص فرايند اول و غيرجنسي رويش انگل را ذيل تأثير قرار عرضه ميكنند .تحمل دارويي به آهستگي در كوكسيدياي طيور بروز ميكند كه احتمالاً به ادله راه و روش بيوشيميايي غير اختصاصي كار اين توليدات تخميري روي انگل ميباشد .محاسبه هاي اخير نشان مي دهد ،تحمل دارويي درحال حاضر در اكنون توسعه و گسترش ميباشد .البته اين توليدها اساسي ترين كلاس داروهاي ضد كوكسيديوز باقي ماندند . ديكلازوريل و تولترازوريل در برابر طيف گسترده اي از كوكسيدياها بسيار موثرند .ديكلازوريل براي پيشگيري بيشتر به مقدار ۱PPM در خوراك به كار گيري ميشود درحاليكه تولترازوريل در سكو اوليه براي معالجه در آب به كارگيري ميگردد .

بوقلمون ماده